سفر به ویتنام، نیاترانگ-بخش دوم

 

سلام دوباره به همگی دوستای خوبم.

امروز سری می زنیم به ساحل و بازار نیاترانگ.

 

مدتی که من در ویتنام سپری کردم،  اگرچه بسیار کوتاه مدت بود، اما خاطرات زیبایی برام به جا گذاشته. یکی از اون خاطرات دوست داشتنی ساحل زیبای نیاترانگه. این ساحل که جزو یکی از سواحل زیبا و دیدنی دنیا قرار داره بسیار تمیزه! تاکید می کنم بسیار تمیز، بدون هیچ گونه زباله یا حتی ته سیگار! ای کاش اینجا هم فرهنگ سازی بشه تا سواحل ما هم روزی خالی از زباله بشه تا هم منظره زیباتر شه و هم این که آدم بتونه بجای این که مدام زیر پاشو نگاه کنه که نکنه یه وقت پاشو رو زباله ها بذاره، بتونه در حال قدم زدن در سال از منظره دریا هم لذت ببره.

ساحل نیاترانگ در فاصله نزدیکی از خط ساحلی کاملا ساخته شده. یعنی پیاده روی ساخته شده با کفپوش وجود داره و شما بدون مزاحمت شن ها می تونید راحت قدم بزنید و از منظره دریا لذت ببرید (مثل تصاویر زیر) و اگه بخواید نزدیک تر برید، اونوقته که می تونید روی شن ها قدم بذارید. ای کاش سواحل ما هم این چنین بود و به جای وجود ویلاهای لب دریا و قرق ساحل توسط ویلاها و خصوصی شدنشون و دیدن منظره دریا به سختی حتی از خیابون های نزدیک دریا،،،،،، می شد تو خیابون قدم زد و دریا رو هم این طوری تماشا کرد.

راستی این بگم که عکس هایی که اینجا گذاشته می شه اگر برچسب نام وبلاگ روش نیست، منبعش اینترنته و اونا رو خودم نگرفتم.

 

 

 

همونطور که می بینید بین خیابون و ساحل پارک هم قرار گرفته که محل خوبی برای استراحت و استفاده از منظره دریا هم ایجاد کرده.

 

 

 

 

 

 

این هم از جزیره وینپیرل که تو پست قبلی بهش اشاره کرده بودم که توسط تله کابین به شهر نیاترانگ وصل شده. خیلی خیلی حسرت می خورم که به علت زمان کمی که داشتم نتونستم از این جزیره توریستی هم دیدن کنم. واقعا دلم میخواست تور غواصی و دیدن تپه های مرجانی زیبای اونجا رو تجربه کنم.

 

 

خوب از اینجا دیگه عکس های خودم شروع می شه عینک

 

 

 

 

 

دریای چین جنوبی که رنگ آبی رنگش آدمو یاد خلیج فارس خودمون می اندازه...

 

 

این هم پارک لب دریا که بین ساحل و خیابون قرار گرفته.

 

 

 

و این کوچولوی بامزه که سعی داشت از این آلاچیق بالا بره.

 

 

و آخرش هم موفق شد! و وقتی منو دید ژست هم گرفت تا ازش عکس بگیرم و این جا بود که صدای خنده پیرمردهایی که توی پارک نشسته بودن بلند شد خنده

 

 

 حالا می خوایم سری بزنیم به بازار و خرید!

بزرگترین بازار محلی شهر نیاترانگ به اسم Dam Market در نیمه شمالی شهر قرار گرفته. البته پیاده از نیمه جنوبی شهر تا نیمه شمالی اون تقریبا نیم ساعت پیاده رویه! بنابراین بعد از اتمام کنفرانس و پرسیدن مسیر از محلی ها من پیاده راهی Dam market می شم! این بازار یک سازه مدوره که وقتی از یه طرفش وارد می شید دیگه بیرون اومدن تون با خداست! کلا جوریه که حس جهت یابی آدمو از کار می اندازه خنده

دم درش هم همونطوری که می بینید تاکسی ها ایستادن و اگه خریدتون زیاد باشه یا بخاطر گرما دیگه نای پیاده روی نداشته باشید تاکسی ها اونجا آماده هستن!

  

 

 دور بیرونی بازار رو بیشتر ماهی فروشی ها تشکیل می دن که بیشتر ماهی و میگوی خشک شده می فروشن. بقیه چیزها رو هم من اصلا نفهمیدم که چی هستن! خنده

 

  

اما بهتون پیشنهاد می کنم اگه روزی گذرتون به این بازار افتاد حتما حتما مانگوی خشک شده یا همون انبه خشک شده خودمون رو بگیرید. چون واقعا خوشمزه س و مدت طولانی هم می شه نگه داشت. توی خیابون هم خانم های دست فروش انبه تازه می فروشن و وقتی از کنارشون رد می شید میگن: مادام!!!! و اشاره می کنن به انبه ها.

کلا تو ویتنام خانم های خارجی رو مادام صدا می زنن و تو این بازار امکان نداره از کنار مغازه ای رد نشید و اینو نشنوید: "مادااااااااااااااااام......."

اما اصل مهم در خرید از این بازار!  چانه زدن!

من اول اینو نمی دونستم و یکی دو روز اول خیلی این کارو نمی کردم. اما دختری که تو قسمت پذیرش هتل بود بهم گفت اگه رفتم بازار، هر قیمتی که فروشنده روی ماشین حسابش زد، تو نصفشو بزن!!! مثلا اگه فروشنده زد: 100000، تو بزن 50000 و نهایتا 60000 تا ازش بخر! خنده

خداییش لذت چک و چونه زدن با فروشنده ها در حالی که از دیدن قیمت های پیشنهادی شما روی ماشین حسابشون قیافه شونو به صورت مصنوعی در هم می کنن و با ادا و اطوار و مثل آدمای دلخور می گن ماداااااااام!!!! از لذت خود خرید بیشتر بود.  زبان خنده

 

 

 

اما صنایع دستی ویتنام که قبلا هم گفتم از چوب بامبو درست شده بسیار زیباس و می تونید اوا رو به قیمت کمی از بازارها مثل Dam market یا بازار شبانه شهر تهیه کنید. فقط چانه زنی یادتون نره! اینجا چند نمونه از این صنایع دستی رو براتون گذاشتم.

این تابلوی قشنگ از چوب بامبو ساخته شده و بسیار سبکه و مخصوص دکور یا زدن روی دیواره.

 

 

 

عروسک های دکوری با لباس محلی ویتنامی!

 

 

 این خانم ها هم لباس سنتی ویتنام تنشونه. لباسی که حتی کارمندهای توی فرودگاه هم تنشونه و دامن بلندش مدام زیر دست و پاشون گیر می کنه. 

 

 

 

در واقع دامن رویه این لباس ها ساده س و از دو طرف چاک های بلند داره. بنظر من  که لباس هاشون خیلی قشنگه.

 

 

اون یکی مجسمه کوچیک تو عکس قبلی هم کلاه ویتنامی سرشه که دیگه معروفه و جای توضیح نداره. کلا کلاه های حصیری اونجا کیفیت خیلی خوبی داره. بنابراین پیشنهاد می کنم اگه روزی گذرتون به ویتنام افتاد، حتما یه کلاه حصیری بخرید. به خصوص کلاه های دخترونه تزئینات خیلی زیبایی هم دارن.

 

این هم نقاشی روی شیشه یا همون ویترای هنر دست ویتنامی ها. عکس وسطی هم همون خانم های دست فروش رو که اکثرا انبه یا میوه های دیگه یا حتی سبزیجات می فروشن به تصویر کشیده...

 

 

 و اما...... قهوه!!!!! معروف ترین محصول ویتنام!

قبل از رفتن خونده بودم که قهوه های ویتنامی اگرچه معروف هستن، اما با ذائقه ما جور در نمیان!!! واقعا نمی دونم چرا چنین چیزایی رو می نویسن! به هیچ وجه اینطور نیست!

این برند سه در یک (G7) می شه گفت بهترین برنده و در کنفرانس هم تو  پک هدیه ای که به ما دادن نسکافه از همین برند گذاشته بودن و طعمش هم با شیرینی ملایمی که داشت واقعا خوشمزه بود.

 

 

 پودر قهوه هم همه جا به وفور پیدا می شد و ویتنامی ها دستگاه مخصوص برای دم کردن قهوه داشتن که اون رو هم تو کنفرانس بهمون هدیه دادن و واقعا می شه گفت طعم قهوه ویتنامی خیلی دلچسبه.

 

 

 

تو پست بعدی ادامه خاطرات رو براتون می نویسم به اضافه صنایع دستی دیگه ویتنامی ها که از نظر من شگفت انگیز بودن! و اطلاعات توریستی دیگه.

منتظر پست بعدیم باشیدعینک 

/ 5 نظر / 199 بازدید
بازي آنلاين

سلام دوست من وبلاگ بسيار خوبي داريد منم به تازگي يک سايت زدم خوشحال ميشم نظرتونو در موردش بدونم و اگر لطف کنيد منو لينک کنيد لطف بزرگي کرديد بعد خبر بديد منم لينکتون کنم باز هم بهتون سر مي زنم و منتظر نظرتون هم هستم ايام به کام و ارزوي بهترين ها براي شما

ِDan

عالیه...

ریحانه

چ وبلاگه خوبی دارین! وقت کردین لطفا به وبلاگه منم سریزنید![قلب]

maryam

its very good.can I ask your name?I am iranian

امیر

با سلام واقعا سفر لذت بخشه امیدوارم همیشه در سفر و شاد باشید